تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
من همونقدی که ازین آقای حکایتی من خوشم میومد، از آلیس در سرزمین عجایب بدم میومد، اگه یکمی چاخان های این قصه را کمتر میکردن خیلی هیجانش بیشتر میشد، اگه یه آدمه همه ش تو خیال و رویایی از یه قصه الکی این مدلی خوشش نمیاد من نمی فهمم چیجوری این همه آدمای اصلا همیشه تو واقعیت و اینا اینقدر این قصه را دوست دارن، شاید میخوان کمبود رویاشون را با اون ارضا کنند، هوووووووم.
راستی هووووم با هوممممممم خیلی فرق داره ها
هوووووم توش درده، یه درد سرد و تیز.
من الآن سیگار میخوام
اونمدلی که دودش رو بکشم پایین
سرم گیج بره

|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 11:26 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar