تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

امشب شبه قدره .. شب شهادت علی (ع) .. به هر حال چه مذهبی باشیم چه نباشیم همگی علی رو قبول داریم.نمیدونم چرا ولی خیلی حالم گرفته ست...! میخواستم برم بیرون.. حسش نبود. نرفتم .. زیاد از جو مساجد و هیئت ها خوشم نمیاد .. گفتم تنها باشم بهتره ..

حالم از خودم و امثاله خودم بهم میخوره ....

اشتباه نکن نمیخوام موعظه کنم . چون در مقامش نیستم ..

به هیچکدوم از این چیزایی که اینجا می نویسم نمیخوام فکر کنم...

میخوام خودمو اینجا خالی کنم..

دارم میترکم از درد ....!

خیلی وقته حرف نزدم.

حق با توئه من گستاخم .. خیلی هم گستاخم ...!

خیلی چیزارو ندیدم... به خیلی چیزا فکر نکردم .. تموم دلخوشیم اینه که روزامو دارم شب میکنم ... غافل از اینکه ..!

غافل از اینکه اون بالا خدایی هست ..

.

.

.

آخه چطور میتونم؟!

با چه رویی؟!

واقعا نمیشه ...!

خیلی باید گستاخ باشم تا بتونم مثله خیلیای دیگه قران بزارم تو سرم و دستامو ببرم بالا و بگم : الغوث الغوث خلصنا من نار یا رب ..

منکه میدونم بهشت جای من نیست..

خدایا باور کن نمیتونم ..

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:2 | 

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 22:24 | 
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم . امیدوارم که تو این ماه پر برکت سفره های دلتون هم از رحمت و برکات خدا پر بشه ... برای منم دعا کنید .. شاید منم یه ذره به راهه راست هدایت شدم 
|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 11:40 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar