تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
نمیدونم کجام  .. چیکار میکنم .. کجا میرم !! اصلا کجا هستم؟! .. سر گیجه دارم .. هیچ چیزی دیگه برام مهم نیست .. تکراری شده ... روز شب .. نگاههای این و اون .. حرفها .. خنده ها ... خیلی وقتا سعی میکنم تحمل کنم ٬ ولی ... کم کم دارم احساس میکنم میخوام منفجر بشم .. نمیتونم بیخیال بشم .. احساس میکنم یه چیزی داره از درون منو ذوب میکنه .. من دیگه خودم نیستم . حرفهامم دیگه تکراری شده .. به خدا دیگه خسته شدم چرا هیچکس نمیفهمه؟ .. چرا هیچوقت هیچکس نمیتونه خوده واقعیمو ببینه؟ .. حتما باید گفت تا بشه فهمید؟! .... بهمین زودی ها رفتنی ام ..

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 18:25 | 
... !!!

به یاده همه ی حرفهایی که نگفتم 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 14:2 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar