کهکشانها کو زمينم؟ زمين کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانم؟ معناي اينهمه سکوت چيست؟
.
.
. من گم شده ام در تو ... يا تو گم شده اي در من؟
| +| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 13:3 |
افتادم تو سر بالایی ... نفسم دیگه بالا نمیاد .. هوا یه ذره سنگین شده .. خسته م .. تشنه م .. نمیدونم میخوام چیکار کنم .. حس میکنم یه عروسک خیمه شب بازیم که یکی داره دست و پامو تکون میده .. دارن منو بازی میدن...
| +| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:17 |
|