تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
 خیلی چیزا عوض شده .... بعضیا بهتر شدن٬ بعضیای دیگه بدتر شدن .. خیلی از چیزا جوری عوض شدن که دیگه نمیشه اونارو برگردوند به حالت قبل ... خیلیها رفتن .. خیلیهای دیگه رسیدن .. خیلیهای دیگه وسط راه تلف شدند ... خیلیهای دیگه هنوز دارن میرند .. از این خیلیها بعضیاشون میدونند کجا دارن میرن .. خیلی از بعضیهای دیگه هم هنوز نمیدونند چرا هستند؟ چرا میرند؟ کجا میرند؟ .. بعضی از خیلیهای دیگه هم هنوز همونجایی که بودن وایسادند ...  و خیلی از اون بعضیهایی که گفتم رفتند دارند برمیگردند .... من کجام؟؟ .. تو کجایی؟.. رسیدی؟ .. داری میری که برسی؟ .. برگشتی؟.. یا هنوز همونجایی هستی که بودی؟ 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 19:51 | 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 0:29 | 
.
.
.

:گفتی نیاز داری به اینکه دوست داشته باشی و دوست داشته باشن
:: آره ولی وقتی اینکارو میکنم خیلی سریع حالم بهم میخوره
:: منظورم اینه که من وقتی خوشحالم خیلی خوشحالم
:: فکر میکنم تنها بودن بهتر از اینه که کنار کسی که دوست داری بشینی ولی باز احساس تنهایی کنی
:: خیلی برام راحت نیست که بخوام این احساسه گند رو از خودم دور کنم
:: اینهایی که میگم و گفتم ... میدونم برای تو هیچوقت قابل لمس نیستند و نخواهند بود ولی من دارم باهاشون زندگی میکنم .. با همه ی این احساسها .. با همه ی این حرفهایی که تو گاهی وقتا بهشون میگی هزیون ... با اینا زندگی میکنم ...  برای تو مسخرست .... شاید خنده ت بگیره حتی ....  اگه بهت بگم روزهایی که اینجام این حرفهارو ( همون هزیونها ) به در و دیوارها میزنم ..... اینها برای من درده .... باور کن ... برای من درده .... درده ..... درد ..... همه ی این چرت و پرتهایی که اینجا نوشتم ... درد دارن ...

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 0:26 | 
- ....  تا حالا ازت پرسیدم آدمای دور و برت٬ فضات٬ خودت ٬ دنیات ... چه رنگیه؟ .. تو با اونا همرنگ شدی یا اونارو همرنگ خودت کردی؟ ... تو با اونا کنار اومدی یا اونا دارن باهات کنار میان؟ ..... تا حالا رنگ عوض کردی؟ .. چقدر مطمئن هستی هنوز خودتی؟ ... - 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 13:10 | 

: آقا فال ميخواي؟

: زياد نيست .. همش 200 تومنه .

: بگيرم؟ .. نيت كنيد.

:: اسمت چيه؟

: امين ... فال بگيرم آقا؟ .. نيت كردين؟

:: صبر كن ...... اره ... نيت كردم .. خب

آروم  مرغ عشقشو  مياره  پايين يه نامه در مياره.

: ‌این فاله شماست ..

:: ميخواي بشيني اينجا پيشه من؟

:‌ باشه

:: چند سالته امين؟

:۸ سال

:: كلاس چندمي؟

: دوم

:: امتحاناتون تموم شدن؟

: آره

:: خب .. بزار بخونم ببينم تو فالم چي نوشته ... ميخواي تو بخوني؟

: باشه.

: خياله روي تو در هر .... در هر طر .. طريفه همره .... ماست ......... نسيم ... مويه تو پيوند جانه .... پيونده جان .. آگه ماست ...........

:: شعرشو بيخيال .. معنيشو بخون

آروم برا خودش ميخونه .. بعد بهم نگاه ميكنه .. برگه رو ميده بهم.

:: چي شد؟ خوبه يا نه؟

: آره .. خوبه.

:: معنيش چي بود؟

:‌يعني اينكه تو ... تو به اونيكه دوست داري ميرسي .. باهاش عروسي ميكني .. راستي براي دوست دخترت فال نميخواي بگيري؟

 

تو چشاش زل ميزنم .. سرشو ميندازه پايين. خندم میگیره ..

 

:: ................................................................ تو هم كه بچه گيتو ازت گرفتن؟

: چي؟

::... هیچی ... فقط هيچ وقت سعي نكن بزرگ بشي .. هميشه بچه بمون.

: چرا؟

:: چون هركاري كه بزرگترا دارن ميكنن برايه اينكه برگردن به بچگياشون.

بهم زل ميزنه .. بهش لبخند ميزنم ... ميخنده.

:: ولي من ميخوام بزرگ بشم دكتر بشم ... به مادرم قول دادم ...

: خوبه ...

ياده بچگيهاي خودم ميفتم .. آرزوي بزرگ شدن ... بيزار از كوچك بودن و محدود شدن ... اشتباه فكر ميكردم .. بزرگ بودن بيشتر از بچه بودن محدوديت ايجاد ميكنه ... بچگيهاي من كجاست خدا؟؟؟ ... نگاههاي معصوم و پاك؟؟ ... من ....... اين "من" همون منه؟ .. نكنه ديگه خودم نيستم ... چي شدم؟ ... خودمو كشتم؟؟! ... پس اين كيه؟ ... خودم چي شدم ؟ ... خدايا دارم ديوونه ميشم ... دارم دیوونه میشم ................. این کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... من چی شد؟! ......خدایا خدایا خدایا ............... دارم دیوونه میشم ... دارم دیوونه میشم .. دارم دیوونه میشم...... من کیم؟! ... اینی که تو تنه منه کیه؟ ... اینی که توی من بوجود اومده .... منو کش اورده ... من؟! .. چرا میگم من؟! ... من که من نیستم ... پس این کیه که من بهش میگم "من"؟! . . .

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 0:27 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar