تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تو سفرم ... جای همه خالی٬ همه چی توپه توپ .. آدما ٬ غذاها ٬ کوهها ٬ خاکها ٬ خطهای تو جاده ٬ سرعت غیر مجاز ٬ اون آق افسری که جریمه م کرد٬ خونه باغ ٬ سگه پدر سگ ٬ شنا ٬ دمپایی آبیه مامانم ٬ قدم زدن کنار دریا ٬ خاک بازی ٬ دیوونه بازی و ... و ... و ... . همه ی اون لحظه ها تموم شد امروز و فردا هم تموم میشه و میره .. فقط ما میمونیم و یه مشت تصویر و کلی خاطره ... گور بابای بی پدر این دنیا و تنهاییهای بعدش.

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 13:29 | 
سرم گیچ میره. خیلی خسته شدم اینجا. دوست دارم برگردم خونه خودم .. اینا برنامه ریختن برن مسافرت .. من با این سفرها زیاد حال نمیکنم .. از شلوغی زیاد خوشم نمیاد ... دوست دارم تنهایی برم یه جای دنج ... یه جایی که فقط خودم بلدمش ... میدونی کجارو دارم میگم دیگه؟

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 11:29 | 

خب يه دوره ديگه هم تموم شد

اين يعني اينكه دوباره بايد تكرار كرد ....

دواره بايد چرخيد ..

پس بچرخ تا بچرخيم ..

.

.

 

 عيد همگي مبارك

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 14:37 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar