تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

 ما دائم مي‌ترسيم، از آينده مي‌ترسيم كه همان گذشته است، مي‌ترسيم كه دوباره بيايد و خيال كند كه ما او را فراموش كرده‌ايم ...

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 18:30 | 
- عجالتا نمیدانم باید از چه بنویسم٬ خوب هستم٬ بد نمیگذرد٬ ولی گاهی وضع جوری‌ست که دیگر دستم به جایی نمی‌رسد؛آدم که تو گه بغلتد، به‌به‌ و چه‌چه ندارد! به هرحال فضولی به شما نیامده که من چه غلطی می‌کنم! قبل رفتن کارهای زیادی بود که نیمه تمام ماند٬ از این چس ناله نویسی هم دیگر خسته شده ام ٬ همگی شان درد دارند که فقط خودم میفهمم...

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 12:9 | 
نامه’ یکی از رفقا
 

 ..... ميدوني گاهي وقتا بخودم ميگم ديگه خبري نيست٬ تموم شد. اما نميفهمم يا شايدم نخوام که بفهمم معناي اين حرفها چيه؟ گاهي تقريبا ميخوام باور کنم ٬ ولي بعد دوباره مي افته٬ دوباره تمامه دردها شروع ميشه٬ همه شونو ميبينم ... اشتباه نکن٬ ديوونه نشدم اما اصلا جور در نمياد. من خودمو ميبينم٬ زيادم سخت نيست.. ولي من هستم٬ با چشماي خودم اونو ميبينم .... گاهي وقتا ميخوام فکرامو جمع کنم٬ ميگم خب من ديگه هيچي نميبينم... ولي نميشه آدم جوري ساخته نشده که بتونه اينطوري فکر کنه٬ درست نميگم؟... باور کن قبلا هم برام اتفاق افتاده که تمام شبو بخاطر چيزي بيدار باشم ولي اين يه چيزه ديگس با قبليا خيلي فرق داره٬ اين از عقب يخه آدمو ميگيره٬ خفه ت ميکنه٬ اصلا هم نميشه از قبل پيش بينيش کرد .....

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 11:50 | 

-

-

-

 

. . :

....آّه که همواره شرق٬ "شرق" و غرب٬ "غرب" است. و این دو همزاد هرگز تا زمانیکه آسمان و زمین در برابر پیشگاه عدل خداوندی قد برافراشته اند٬ بهم نمی پیوندند. 

                                                                                                       ""رودیارد کیپلینگ""

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 16:45 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar