تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بوف کور
" از کجا بايد شروع کرد ؟ چون همه فکر هايی که عجالتا در کله ام ميجوشد ، مال همين الان است . ساعت و دقيقه و تاريخ ندارد - يک اتفاق ديروز ممکن است برای من کهنه تر و بی تاثيرتر از يک اتفاق هزار سال پيش باشد . شايد از آنجاييکه همه روابط من با دنيای زنده ها بريده شده ، يادگارهای گذشته
جلو م نقش می بندد  -گذشته ، آينده ، ساعت ، روز ، ماه و سال همه برايم يکسان است . مراحل مختلف بچگی و پيری برای من جز حرفهای پوچ چيزديگری نيست - فقط برای مردمان معمولی ، برای رجاله ها - رجاله تشديد همين لغت را ميجستم ، برای رجاله ها که زندگی آنها موسم و حد معينی دارد  مثل فصلهای سال و در منطقه معتدل زندگی واقع داشته مثل اينست که در يک منطقه سردسير و در تاريکی جاودانی گذشته است ، در صورتی که ميان تنم هميشه يک شعله ميسوزد و مرا مثل شمع
آب ميکند.
ميان چهارديواری که اطاق مرا تشکيل ميدهد و حصاری که دور زندگی و افکار من کشيده ، زندگی من مثل شمع خرده خرده آب ميشود ، نه ، اشتباه ميکنم - مثل يک کنده هيزم تر است که گوشه ديگدان افتاده و بآتش هيزمهای ديگر برشته و زغال شده ، ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده ، فقط از دود و دم ديگران خفه شده ."

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 12:38 | 
... میدونی ٬ خیلی از آدما تو این دنیا زندگی میکنن که اهل اینجا نیستن . شاید نشه خیلی به خدا شکایت کرد که چرا آین آدما رو ورداشته گذاشته اینجا؟! چون احتمالاً اونم خیلی نمیدونه جریان چیه یا شاید این آدما اون چیزی نشدن که قرار بوده بشن یا اون پیش بینی میکرده ٬ ممکنه تو هم یکی از اونا باشی٬ پس خیلی به خودت تو این دنیا سخت نگیر. اگه میبینی نمیتونی مثل بقیه باشی ٬‌نمیتونی از چیزایی خوشحال بشی که بقیه میشن یا هر چیز دیگه ای٬ بیخیال باش... زندگی تو و امثال تو شاید خیلی قابل مقایسه با موجودات دو پایی که بهشون میگی آدم نباشه .. برای خودت با قانونای خودت زندگی کن.
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 12:13 | 

بیا که باز مرا بی قرار خواهی کرد

به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 13:16 | 
بي منطقي هم يه جور منطقه، يعني منطقه خودشو داره از اون طرف هم منطق آخره بي منطقيه چون هيچي تو دنيا منطقي نيست. پس وقتي به اوجه منطقت ميرسي و ميگي هيچي منطقي نيست يعني تازه منطقي شدي چون اگه منطقي نبودي فكر ميكردي همه چي منطقيه و بايد با منطقه خودت جور در بياد، يعني چي؟ يعني نهايته منطق! ولي تا زماني كه منطقت، منطقه دو دو تا، چهارتايي ه و فكر ميكني كه آخره منطقي يعني در اوجه بي منطقي داري سير و سياحت ميكني. ميگي نه؟ بشين سر انگشتي يه حساب بكن ببين حرفه من منطقيه يا نه.

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 19:45 | 
from 'The Stray Dog'

"All his efforts were pointless. He didn't know why he had run and or where he was going.
He could neither go ahead nor back. He stopped, short of breath, his tongue hanging out.
His eyes darkened. With bent head and with much labor, he pulled himself out of the middle of the road and went and laid his belly on wet and hot sand near a ditch on the edge of a field.
By means of his instinct that had never lied to him, he felt that he would never be able to move from that place."

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 23:10 | 

      بديش اينه که بعضي وقتا هم مجبوري بزرگ شي . وقتي هم که بزرگ شدي ديگه نمیتوني
      بچه باشي حتي اگه يه چوپون باشي که وسط بيابون همه‌ي زندگيش به چهار تا
      گوسفند بنده که براشون پيغمبري کنه و هروقت گرسنه‌ش شد يکيشون رو بکشه و کباب
      کنه و ... اصلا تو میفهمی من چی میگم؟؟؟؟؟؟؟؟ .. بیخیال ولش کن.

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 12:6 | 


 
Far away
The ship is taking me far away
Far away from the memories
Of the people who care if I live or die

Starlight
I will be chasing the starlight
Until the end of my life
I dont know if it's worth it anymore

Hold you in my arms
I just wanted to hold
you in my arms ...
|+| نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:10 | 

دلتنگی من تمام نمی‌شود٬ همين که فکر کنم من و تو  دو نفريم٬ برای تو دلتنگ‌تر می‌شوم... برای نبودنت....

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 13:57 | 
آدمهای احساساتی را بايد کُشت. آنها به درد لای جرز هم نمی خورند.
|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 21:7 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar